نبودی از همه کتک خوردم

نبودی از همه کتک خوردم

[ سید مهدی حسینی ]
برید کنار میخوام سرو ببینم
زخمای روز آخرو ببینم
جلو چشامو نگیرید که می‌خوام
پارگی های حنجرو ببینم

من الذی ایتمنی بابایی
دیگه تو آغوش منی بابایی
این همه جا رفتی دلت نیومد
به دخترت سر نزنی بابایی

نبودی از همه کتک خوردم
یجوری زد که عمه گفت مردم
به خاطر تو طاقت آوردم 
بابا بابایی

سه ساله‌تو چقدر دادن آزار 
گوشای خونیمو دیدی انگار
بزار بگم چیشد توی بازار
بابا بابایی

مارو بهم دیگه نشون میدن
بزور گوشواره هامو دزدیدن
به مجلس می مارو کشیدن
بابا بابایی

مبهم شده مانند تصویرتو تصویرم
تو کشته‌ی اشکی و من اشکست تقصیرم
دیشب کسی خرما و نان آورد رد کردم
گفتم به او خیلی کتک خوردم دگر سیرم

طی شد تمام کودکی هایم کنار شمر
حالا سراغم را بگیر حالا که من پیرم
من گریه کردم جای من عمه کتک خورده
خسته شدم از بس که اینجا دست و پا گیرم

نظرات

عالی بود