اونایی که رفتن حرم اباالفضل دیدن که سفرهاش پهنه، مادر اباالفضل سیدا میبالن عجب عمویی دارن غیر عباس عمویی ندارن کاشکی الان حرمت بودم، اباالفضل من یه ساله منتظر موندم، اباالفضل این نوحه رو حرمت خوندم، اباالفضل (سقای دشت کربلا اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل...) عمود آهن خورد، به سر اباالفضل تو علقمه که خمشد کمر حسینبا، کمر اباالفضل خیمهها غوغا شد، بچهها ترسیدن عمود خیمههارو کشیدن سمت حرم ولوله اومد، اباالفضل جای سنان حرمله اومد، اباالفضل رو دستامون سلسله اومد، اباالفضل مشکای آب پاره شد آخر، اباالفضل آب نرسید به لب اصغر، اباالفضل فدا سرت قربونت مادر، اباالفضل چگونه من آب روان بنوشم، حسین جان صدای العطش رسد به گوشم، حسین جان (سقای دشت کربلا اباالفضل دستش شده از تن جدا اباالفضل...)