امون از دل حیدر... کوفه به عهد خود نموندش امون از دل حیدر جون به لب علی رسونده امون از دل حیدر گفتند مگه نماز میخونده امون از دل حیدر میگه مولا به زینب با همون حال بیمار باید آماده باشی برا روزای دشوار میری تا کربلا و، میبینی زخم بسیار میبینی قتل و غارت، بعد مرگ علمدار امون از دل حیدر... روز دهم روز مصیبت امون از دل زینب وقتی میشه قتل و غارت امون از دل زینب گودال خونی، شمر و خنجر امون از دل زینب غارت میشه جسم برادر امون از دل زینب میره رو نیزهها، میگن الله اکبر به هم تبریک میگن، برای ذبح اکبر یکی میشه بدن دزد، یکی پیروهن دزد یکی دزد عبا و، یکی میشه کفن دزد امون از دل زینب... از خیمه آتیش میره بالا امون از دل زینب آماده میشه خولی حالا امون از دل زینب با یه خورجین تو گودال میگرده دنبال سر سر و برداشت و بردش به عشق زیور و زر شب شام غریبان دل زهرا میسوزه میون حُرم آتیش موی آقا میسوزه امون از دل زینب...