افطارها به کام دلم زهر می‌شود

افطارها به کام دلم زهر می‌شود

[ سید جواد پرئی ]
حسین جان...

(افطارها به کام دلم زهر می‌شود)۲
ارباب من گرسنه و تشنه شهید شد
****
ز خانه‌ها همه بوی طعام می‌آمد
ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم
****
ای که از بوی طعام خانه‌ها خوابت نبرد
مادرم هر بار هم زد نذرت گریه کرد

نظرات