حسین جان... (افطارها به کام دلم زهر میشود)۲ ارباب من گرسنه و تشنه شهید شد **** ز خانهها همه بوی طعام میآمد ولی به جان تو بابا گرسنه خوابیدم **** ای که از بوی طعام خانهها خوابت نبرد مادرم هر بار هم زد نذرت گریه کرد