یه روزی میاد که آقامون اسم ما رو هم صدا کنه بین نوکرای مادرش، سربازاشو هِی سوا کنه دنیا چه کوچیکه، اون روزا نزدیکه خورشید میاد وقتی که عالم تاریکه لشکرش از نوره، پُرِ شوق و شوره نمیبینه اونو هر دلی که کوره تویی اون خیر کثیر، پناه جوون و پیر بیا آقا انتقام مادرمونو بگیر یا اباصالح مدد... اجازه بده همین حالا تو رو مادرم صدا کنم کاش بشه یه روزی منم تو بقیع چشمامو باز کنم إنسیةَ الحورا سیّدتی زهرا لبخند تو آرامشِ قلب مولا اُمّ أبیها تو، دردمون دردا تو میدونی حالم خوب میشه مادر با تو دستای ما را بگیر نگامون کن نشه دیر پیش لطف تو فقیریم و یتیمیم و اسیر یا اباصالح مدد مادرم زهرا مدد...