نظرات
1 نظر ثبت شده

حسین میرحیدری کاربر
عالی🖤
۲۵ اسفند ۱۴۰۱

زهرای من، عزیز و بی یاورم، وای مادر اسما بریز آب روان بر پیکر یاسِ کبودم یاسِ کبودم دیدی فلک از من گرفت هستی من، بود و نبودم بود و نبودم به بچهها گفتم آروم گریه کنند، زبون بگیرند زبون بگیرند خدا کنه تو غصهی بی مادری، از غم نمیرند از غم نمیرند گناه زهرای من چی بوده؟ که گوشهی چشم اون کبوده؟ (کبوده یا رنگ داغ و دوده؟) 2 بی کس و تنها شدم فاطمه (همدم غمها شدم فاطمه) 2
1 نظر ثبت شده

عالی🖤