کُشتهی تیرِ غمت زندهی جاویدان است غَرقهی بَهرِ وِلا را چه غم از طوفان است زنده شد هر که به شمشیرِ غَمَت گَشت شهید چون شهیدِ غمِ تو زندهی جاویدان است ما گدایی تو را که به جهان نَفروشیم چون گدای حَرَمَت در دو جهان سلطان است هیچ دردی نکند دردِ دل خلق عَلاج غیرِ دردِ تو که بر دردِ همه درمان است ما تُهی از تو دلِ خویش ندانیم دَمی دلِ ما مَدفَنِ ما جسمِ سَرا پا جان است یا اَبا عبدالله...