هر دلشکسته که دلش، پر میکشه تا کربلا، نوکر اربابه هر دختری که این شبا، برا رقیّه گریه کرد، دختر اربابه آهای دخترای ارباب، آهای وارثای زینب دیگه ماجرای امشب، یه فرقی داره با هرشب امشب نوبت اضطرابه، جمع بشین تو خرابه، حال زینب خرابه امشب گریهها بی بهونهس، نالهها عاشقونس، روضهها دخترونَس دختری اینجا نشسته، گریه میکنه، زاری میکنه با صدای بارون چند روزی خوب نخوابیده، خیلی ترسیده، از خدا چه پنهون؟ رسمه اگه یه دختری یتیم بشه، همه باهاش، هم دل و هم دردن هر کسی از راه برسه، میبینه که هم بازیاش، دورش و پر کردن ولی دختری یتیمه، که واسش خبر آوردن بمیرم براش یه عدّه، دلِ شب یه سر آوردن ای وای، بچّه رنگش پریده، جون به لبهاش رسیده، گفته هرچی که دیده بابا، کی گلوت و بریده؟ کی موهات و کشیده؟ گفته و پر کشیده دختری اینجا افتاده، با تن خسته، چشماش و بسته، آروم آروم شد آخرش بی سر و صدا، رفت پیش خدا، گریههاش تموم شد دختری اینجا نشسته، گریه میکنه، زاری میکنه، با صدای بارون چند روزه خوب نخوابیده، خیلی ترسیده، از خدا چه پنهون؟