نَذار که از قافلهی شهادت عقب بیوفته لشکرِ خواهرت بذار بِرَم که سَربلندم کنن نذار پایین باشه سَرِ خواهرت برای تو غزلخونم به عشقِ تو گرفتارم میدونی که تو رو حتی بیشتر از من دوستت دارن دعاشونه دوتا سرباز توی سپاهِ تو باشن میخوان توی جَوونیشون کُشتهی راهِ تو باشن رومو زمین نزن، امیدِ آخرم قَسَم میدم تو رو، به جونِ مادرم آرزومه که مادرِ شهید شم تا که بِشَم شریکِ غمهای تو میخوام که من هم سَهمی داشته باشم مثلِ یه قطره توی دریای تو بذار بِرن به مِیدون و بذار که اِرباً اِربا شن که من مثلِ تو باشم این دوتا هم اکبرم باشن داغِ پسر که چیزی نیست خودم میشم فدای تو اگه هزار تا جونم داشتم میدادم برای تو اگه رَدَم کنی، سراغِ کی برم؟ قَسَم میدم تو رو، به جونِ مادرم میدونم این که نمیذاری بِرَم دلواپسِ تنهاییای منی بَعدِ تو مُردن برا من بهتره بدونِ تو چه زندگی کردنی؟ بدونِ تو چه رویایی؟ بدونِ تو چه دنیایی؟ بدونِ تو چه امروزی؟ بیتو آخه چه فردایی؟ بدونِ تو دیگه دنیا روی سَرم خراب میشه بدونِ تو سَهمِ من بازار و بَزمِ شراب میشه گریههامو ببین، عزیز برادرم قَسَم میدم تو رو، به جونِ مادرم عقیلَةُالعَرب، یازینب مَدَد...