
مزهی خوشِ خوشبختی رو توی کربلات باوَر کردم چند شبه که تا صبح با یادِ خاطِراتِ صَحنِت سَر کردم کربلات شبیه خونم بود کاش بازم به خونه برگردم حسین ای احساسِ من حَرَم التماسِ، آخرم این بار واسه، مادرم نیاری تو کارم، آقا نه اشکِ چشمامو ببین هر شب رویام شده این آخرش پام اربعین، میرسه به کربلا یا نه حرم حسین، چجوری دلت میاد نرم حسین، چه جوری دلت میاد نرم