مثل منظومه‌ی خورشیدی شدی

مثل منظومه‌ی خورشیدی شدی

[ حاج مجتبی روشن روان ]
مثه منظومه‌ی خورشیدی شدی
که حریمت، پر سیّاره شده
تنتو از رو زمین، جمع می‌کنم
مثه تسبیح که نخش پاره‌ شده

به خیمه‌ها می‌برمت
بین عبا می‌برمت
با عمه‌های جون‌به‌لب
با جوونا می‌برمت

*****

دل منو برده با نگاه
گل‌پسرِ حضرت شاه
سَروِ صنوبرِ حسین
علی اکبر روحی فداه

یا علی اکبر... 

*****

گر کنار لَحَدَم اسم شریفت ببرند
از میان کغنم سینه‌زنان برخیزم

روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که همه عمر بدهکارِ نگاهِ حسنم

نیست بر لوح دلم جز الفِ قامت دوست
این حسن کیست حسین بن علی عاشق اوست

نظرات