ماتم عالمین

ماتم عالمین

[ مجتبی رمضانی ]
حال و هوا چه دلگیره، بعد فراق احمد
دل آسمون می‌گیره، ابرای تیره سرزد

(گل یاس، نیمه جون تو خزون
یه دفعه طوفان اومد)۲

طوفان، درو به هم کوبیده
گل‌ها، از ساقه شکستن
دست باغبون پیرو
بین این معرکه بستن

اشک آسمون دراومد
صبر باغبون سر اومد
پشت در یه مادر اومد

(ای وای، امون از این غریبی)

فداییِ این ماجرا، یار یل حنینه
قصه‌ی داغ و غربتش، ماتمه عالمینه
(مدینه، شروع شد
آخرش، کربلای حسینه)۲

محسن، میشه علی‌ِاصغر
زهرا میشه زینبِ کبری
آتیش، به جای در خونه
از تو خیمه میره بالا

اوج فتنه‌ها تو راهه
روزی که حسین بی‌پناهه 
وقتی راهیه قتلگاهه

(ای وای، امون از این غریبی)

نظرات