قنوتم شده با دعای خدیجه پر از ربّنا ربّنای خدیجه خریده مرا هم خدای خدیجه برای پیمبر برای خدیجه شدم مست کوثر به قرآن زهرا رود مصطفی هم به قربان زهرا امین بود و اصل و نسب داشت احمد دعا در دل نیمه شب داشت احمد ز قرآن سه آیه طلب داشت احمد فداها أبوها به لب داشت احمد نه تنها که امید ماهاست زهرا کس بی کسیهای طاهاست زهرا ببین قبل خلقت خدا طالبش شد چه انسیهای نور او غالبش شد نبیّ محو آن جلوهی جالبش شد علی یار شعب ابی طالبش شد ندیدم به عمر خود اینگونه زن را کسی که بسازد ز صبرش حسن را یقین کرد و او را خدا ممتحن کرد به دست علی دُرّ به جای یمن کرد مرا وامدار حسین و حسن کرد لباس شفا را تن پنج تن کرد زدم در که باب المرادم رسیده حدیث کسایش به دادم رسیده خریدار گوهر صدف خواست از او دل مستمدان شعف خواست از او خوشا هر کسی که شرف خواست از او گدای رجب هم نجف خواست از او اگر من فقیرم اگر کمترینم نجف رو به روی علی مینشینم شدم خاک سلمان و سلمان زهرا مسلمان حیدر مسلمان زهرا به ما آبرو داده احسان زهرا دعا کرد و ایران شد ایران زهرا برو قم زیارت که دستور زهراست در ایوان طلای رضا نور زهراست نگاهی به چشمان بارانیام کن از آن چادرت خاک ارزانیام کن اگر میشود زود قربانیام کن مرا مثل قاسم سلیمانیام کن همه ثروت ما گدایی زهراست فدای کسی که فدایی زهراست