نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

عالي اعلي حیدر والی والا حیدر حکم تو حکم یزدان شاه بیهمتا حیدر دست حق جان احمد همسر زهرا حیدر لحظههای شیدایی ذکر حیدر میگیرم نور مطلق میپوشم از سیاهی پر گیرم تشنهی عشق اویم از غم جز او سیرم ای همه رؤیایم تو کُن به وصلت تعبیرم آرزویم، آبرویم گفت و گویم یا مولا عالي اعلي حیدر والی والا حیدر حکم تو حکم یزدان شاه بیهمتا حیدر دست حق جان احمد همسر زهرا حیدر ای تو جان پیغمبر ای نفسهای زهرا ای که خُفتی در بستر زیر صد تیغ برّا ای که دادی بهر حق در نمازی بیهمتا در رکوعت انگشتر در سجودت فرقت را ای تو ایمان، جان قرآن یا علی جان یا مولا عالي اعلي حیدر والی والا حیدر حکم تو حکم یزدان شاه بیهمتا حیدر دست حق جان احمد همسر زهرا حیدر فاطمه میخندد یا مِهر و مه را میبینم نور مطلق میپوشم تیرگی را برچینم پَر گُشایم تا زهرا آفتاب او من شبنم گر ز کیشم پرسد کس مِهر زهرا شد دینم ای تو کوثر، ای تو مادر سایهی سر یا زهرا عالي اعلي حیدر والی والا حیدر حکم تو حکم یزدان شاه بیهمتا حیدر دست حق جان احمد همسر زهرا حیدر
هنوز نظری ثبت نشده