نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

صید دام دردستم دانه را گم کردهام طایر بشکسته بالم لانه را گم کردهام پشت این در پهلو بشکسته دل غمین دل غمین میسوزم و پروانه را گم کرده ام ﺑﺮ ﺭُﺥِ ﺯﺭﺩﻡ ﺩﺭﻭﻥ ﮐﻮﭼﻪ ﺛﺎﻧﯽ ﺍﺯ ستم ﺯﺩﭼﻨﺎﻥ ﺳﯿﻠﯽ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﻧﺎﻟﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﻝ ﮐﺸﯿﺪﻡ ﻓﻀّﻪ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯿﺎ ﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﺭ ﻣﺤﺴﻦ ﺩﺭﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩام گفت سلمان را علی از پردهی دل این سخن در میان خانه، صاحبخانه را گم کردهام
هنوز نظری ثبت نشده