یا به جایی خبر مرگ پسر را نبَرید یا که بردید پدر را به تشییع نبَرید پدری داغ جوان دید ملامت نکنید روی زانو اگر افتاد شکایت نکنید چون رمق نیست تکانی بدهد پایش را پس بگیرید همه زیر بغلهایش را نکند ناله کند طبل برایش بزنید جلوی چشم همه زشت صدایش بزنید **** یه عالمه گریه به روضه بدهکارم تا خوب نشه زخمات دست برنمیدارم **** جگرِ سینهزنان غم دارد غمِ سنگینِ شبِ هشت مُحرّم دارد غمِ آن لحظه که ارباب به شهزاده رسید ولدی گفت و نشست و زِ جگر ناله کشید خندهها بیشتر و جسم تو کمتر شده است نیستی و همهی دشت پیمبر شده است نیزه نگذاشت که آهِ تو به پایان برسد جان به لبهای تو ای محتضر آسان برسد زِرِهت حرز علی داشت دریدند چرا؟ گرگها چنگ به روی تو کشیدند چرا؟ ماندهام با تو و اینگونه گرفتار شدن رشته رشته شدهای مثل عبای تن من پسرم زخمهای تنت از موی سرت بیشتر است بردن پیکر تو کار هزاران نفر است چشم زد قامت طوبای تو را چشم حسود پای جسم تو میافتادم اگر عمّه نبود **** اکبر زمین خورده اللهاکبر در نجف حیدر زمین خورده پیری از آنسو گفت یا لَلعجب انگار پیغمبر زمین خورده **** با زخم پهلویش خیلی شبیه سورهی کوثر زمین خورده واضحترش این است انگار مادر باز پشتِ دَر زمین خورده این گونهی خاکی معلوم خواهد کرد او با سر زمین خورده ارباب ما دق کرد ارباب ما در پیش یک لشکر زمین خورده **** آه فضّه! خونهمون شده همش روضه آه فضّه! روی مسماره خونِ تازه ناحله بود یه نفر نگفت که زهرای علی حامله بود کشتنِ فاطمه ختم کلّ این غائله بود سپاه رو زدن دستهجمعی زنِ پا به ماه رو زدن چهل تا بیحیا بیخبر از خدا **** از کدوم ور جمعت کنم علی؟ با چشم تر جمعت کنم ما چهجوری با این عبا علیاکبر جمعت کنم؟ إرباً إربا کردن پیکرت رو یارالی علی چی بِدم جواب مادرت رو یارالی علی؟ چقدر خون رفته از تن تو یارالی علی چه طولانی شد کشتنِ تو یارالی علی