بعد از تو کام زینبت از آب تر شود
سیدمهدی حسینیپسندیدن32
بازدید27K
بعد از تو کام زینبت از آب تر شود آری شود ولیک به خونِ جگر شود زینب اسیر بود و سنان مست و گرم رقص یا رب مباد آن که گدا معتبر شود دست قضا ببین که اباالفضل نیست و باید که شمر قافله را راهبر شود میزد حرامزاده به سُم نعل تازه تا جسم عزیزِ فاطمه زیر و زبَر شود دیدم به روی نیزه سرت را به خاک و خون عالم از این معاینه خاکش به سر شود عباس یک دقیقه نگاه از تو برنداشت شمسی و بهر شمس نگهبان قمر شود میزد به بوسهگاه نبی خِیزران و حیف دیگر کسی نبود برایت سپر شود **** حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم شبی که میرفتم واست کاسهی آب گذاشتم حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه