نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

دوست از ما رضا نخواهد شد درد ما هم دوا نخواهد شد تا که در عرش غوطه ور نشویم وصل او رزق ما نخواهد شد ما برای حسین میمیریم مرد حرفش دو تا نخواهد شد تا قیامت اگر که گریه کنیم حق داغش ادا نخواهد شد ما نباشیم دیگران هستند خلوت این روضه ها نخواهد شد کار آن کس که شاه هر دو سراست لنگ امثال من نخواهد شد جز حسین هیچ کس موقع دفن کفنش بوریا نخواهد شد ای ساربان آهسته ران که آرام جانم میرود آن دل که با خود داشتم ای وای با دل ستانم میرود او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود باز آی و بر قلبم نشین ای دل ستان نازنین پاشو با فریاد از زمین بر آسمانم می رود علی جان من تو را در همه ی کرب و بلا میبینم پدر آمد به یاری اش برود من بمیرم رکاب را گم کرد پسر بوتراب بین تراب نوه ی بوتراب را گم کرد لحظه ی جمع کردن تو یک جمع به من خندیدن مانده بودم در آن هیاهو چه کنم جانش از سینه سوی لب آمد داشت میمرد که زینب آمد سخته چقدر پای تابوتت بشینم روی عبا قربونی هامو بچینم درد اینه که پسرمو ریز میبینم پیره بابات جوونارو کرده صدا پخشی چقدر میارنت از همه جا میبرمت با ناله ی وا علیا صدای خنده ات است حالا که رفته بالا چه ریخت و پاشی کردی رو خاک صحرا الهی که جسمت رو نبینه لیلا افتادی آه تیکه تیکه از سر زین برگ نبودی که بریزی روی زمین پاشو علی کمر خمم رو ببین رفتی با پا ولی رو عبا اومدی کاش نیاره خدا برای احدی داغ ببینه ناله بزنه ولدی علیک منی از تو شنیده عمه که قبل من از خیمه رسیده عمه بلند شو ای خوش غیرت خمیده عمه جوانان بنی هاشم بیایید علی را بر در خیمه رسانید خدا داند که من طاقت ندارم علی را بر در خیمه رسانم مونده روی زمین پیکر تو رها ألسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى خواهرت اگه نیست رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون برات گرفتن عزا (ای حسین)
هنوز نظری ثبت نشده