حال من زار شده غرق گناهم چه کنم

حال من زار شده غرق گناهم چه کنم

[ سیدرضا نریمانی ]
حال من زار شده، غرق گناهم چه کنم
با دل غم‌زده و روی سیاهم چه کنم
 
یا بگویید بیا یا که بگویید برو 
خسته‌ام بس که در این شاید و اما ماندم
 
کربلا پای پیاده چقدر می‌چسبد

حسین (۴)

 دست من پایِ من را بسته به زنجیره گناه
به زمین خوردم و مانده‌ی راهم چه کنم

عمر من طی شد با غفلت و عصیان 
خطا مانده، حال با عمر تباه چه کنم

می‌زنم جار که بیچاره و آوره شدم
معصیت کردم در دلِ چاهم، چه کنم

از حرم دورم و دلتنگم و محزون شدم
تا که از در فراقت تو بکاهم چه کنم

گریه کردم که دادم به جانم برسه
سفر کربلا از تو نخواهم چه کنم

حسین جان(۴)

نظرات