حالا اومدی حالا که دیگه رقیه افتاده از پا اومدی حالا که بار سفر بستم از این دنیا اومدی عمو عباس نیاوردی چرا تنها اومدی از غصه پُرم خلیی از نبودن داداش علیاکبر دلخورم عمو عباس نباشه من همش سیلی میخورم افتادم روی زمین ولی نیفتاده چادرم بابا بابا بابا آی زدنم بابا بابا بابا آی بدنم