محسن عراقی

به جنگ معنی لا یمکن الفرار این است

175
5
شروع زخم ز پلکش شکار از ابرویش
کمند صید ز زلفش مهار از ابرویش

به جای کشتن فی الفور می‌کشد کم کم
اگرچه می‌رود این انتظار از ابرویش

فرات سر برود پابرهنه در برود
اگر که در برود اخیار از ابرویش

به جنگ معنی لا یمکن الفرار این است
نکرده هیچ زمینی فرار از ابرویش

نشسته است دو زانو و درس می‌گیرد
در اوج معرکه‌ها ذوالفقار از ابرویش

(یا ابوفاضل)

ساقی ما چه شرابی چا سبویی دارد
بنویسید رقیه چه عموی دارد

(یا ابوفاضل)

نظرات

نظری وجود ندارد !

لیست پخش