برای غم تو بمیرم الهی پناه دو عالم چراغی پناهی امان از غریبی امان از غریبی دلم غرق خونه که شیبُالخضیبی داغِ عزای تو، سوزِ صدای تو آتیش زده بر دل من روی پر از خونِت، موی پریشونت ای وای شده قاتلِ من گاهی گاهی بر لب آیی، آقام آقام مجنون عطشان، بیکس عریان آقام آقام آقا جانم، آقا جانم، آقا جانم... رسیده زمانِ غم از دل زدودن با شوق از میانِ قفس پرگشودن برای رهایی سرودم سرودم چه تلخه عموجون کنارت نبودم تا خون تو رگهامه، عشقِ تو باهامه میخوام باشم غمگسارت آقاجون دارم بیتاب من هم مثل اصحاب باید بمونم کنارت زیر آفتاب، زخمی بیتاب، تشنه (؟) زخمات کاری، خونِت جاری، روی خاکا جانم عموجانم، جانم عموجانم... من از کل دنیا غمت رو خریدم میدونی چجوری تموم امیدم با دست بریده کنارت رسیدم بریده نفسهام من ازبس دویدم طوفان بپا کردم، دورِ تو میگردم خیلی پریشون و مدهوش حالا میخوام که من جای بابام حسن تورو بگیرم در آغوش میرم از حال بین گودال روی پاهات بیتو اما بین دنیا موندم ای وای لبیک عموجونم، لبیک عموجونم... ای قاریِ قرآنِ من، از روی نِی قرآن بخوان دوری مکن از مَهملم، پیشم بمان پیشم بمان حسینِ من حسینِ من، حسینِ من... میان شعله میسوزد مگر باران نمیسوزد اگرچه جسم هم آتش بگیرد جان نمیسوزد به آتش میکشند این روزها قرآنِ مارا لیک نمیدانند فجر و طارِق و فرقان نمیسوزد نمیدانند این اصحابِ نار این شعله بر دوشان که حمد آتش نمیگیرد که الرّحمن نمیسوزد مگر قرآن چه دارد سوره سوره خط به خط ایمان دلِ مردم برای این همه ایمان نمیسوزد به این کافرمَرامان منکرِ نور و زیبایی بگو قرآن نمیسوز، بگو قرآن نمیسوزد