ای مستجاب الدعوه محتاج دعاتم حاتم گدای من شد از وقتی گداتم مست خیالم به وصالم نیست نیازی چشمامو بستم زائر کربُبلاتم بارون روی گنبد میزنه حالا جنت جلو چشمای منه نمِ اشکام شده بارون حرم خود لیلی شده مجنون حرم رقص پرچمت دل رو کرد اسیر (امیری حسین و نعم الامیر)۴