(این همه سپاه، دور و برِ شاه)۲ شاهِ بیگناه، مونده بیپناه (بابامو دارم میبینم تو قتلگاه)۲ ((طاقت بیار عزیزم، طاقت بیار رسیدم)۲ من هم شبیه عمه، خیمه تا گودالو دویدم)۲ او میدوید و من میدویدم او سوی مقتل، من سوی قاتل او میپرید و من مینشستم او روی سینه، من در مقابل او میبرید و من کِی بریدم او از حسین سر، من از حسین دل عمو جان الهی بمیرم برات یار و یاور نداری تنت زخمیه، جای سالم رو پیکر نداری عمو جان نگاه میکنم نیزهها میره پایین و بالا میون شلوغیه گودالی و زیر پاها همه میزنن با دلی سیر، واویلا شده قتلگاهت نفسگیر، واویلا حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان حسین جان میبینم یه نامردی نیزه به پهلو و سینهش فرو کرد یکی دیگهام اومد و قصد ذبح گلو کرد میبینم زدن حلقه دور عمو مردمِ بیمُرُوَت به لبهای تشنه بهش داره میشه جسارت تنش داره میشه لگدمال، واویلا صداش در نمیاد تو جنجال، واویلا یکی نیست بگه آخه جرمش چیه اینجوری میزنیدش بسه اینقده پا نکوبید به والله بریدش حسین جان به لبت یه شبم خواب راحت نداشتم شبی که میرفتیم برات کاسهی آب گذاشتم حسین جان تو بودی و گوال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه صدا میزدم مادرت رو، یامظلوم نشون میدادم حنجرت رو، یامظلوم کمتر بر این شهیدِ بدون کفن بزن این ضربهی دوازدهم را به من بزن بگو چکار کنم، آب را صدا نزنی بگو چکار کنم، تا دست و پا نزنی بگو چکار کنم، تا تو را خلاص کنم (به شمر رو بزنم، یا که التماس کنم)۲ حسین...