نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

اولین باره جلوم اینجوری خوابیدی اولین باره که با صورت زمین خوردم لخته خونا رو خودم با دستای لرزون از گلوی پاره پارهت بیرون آوردم حالا چجور جمعت کنم اکبر شبیه تسبیحی که پاشیده کنار نعش تو دیگه مُردم کی مثل من داغ جوون دیده نفس بکش بذار بدونن زندهای پاشو بابا نفس بکش علی عَلَی الدنیا بعدک العفا (ولدی علی) ۳ اولین باره که عمه توی میدونه اولین باره که دشمن مسخرهم کرده اینقده پخشه تنت میون صحرا که عمه هم دنبال اعضای تو میگرده علی اکبرهامو از تو دشت جمع میکنم رو عبا میچینم ذره به ذره جسمو میبوسم آروم میذارمت روی سینهم پاشو بابا اشهدمو کنار تو خوندم علی چجور آخه تا خیمهها ببرم موندم علی نفس بکش بذار بدونن زندهای پاشو بابا نفس بکش علی عَلَی الدنیا بعدَک العفا (ولدی علی) ۳
هنوز نظری ثبت نشده