از وقتی اومدی، شُدَم کلافهتَر کاش بَر میداشتی تو، مَشکِ اضافهتَر ایشالله که کسی، سَمتِ حَرَم نیاد ایشاالله هیچ موقِع، روسَری کَم نیاد بیا بریم داداش، دیگه یواش یواش، داره غروب میشه نمیدونم چرا، این خاک و میبینم، دلم آشوب میشه ببین چجوری بدنَم میلرزه ببین که از غُصّه دلم کَبابه پاشو بریم تا آب توو خیمه داریم بریم تا بَچِّهی رُبابه خوابه یِکَم برام بگو از حالِ کربَلا ریخته به هم منو گودالِ کربَلا توو این سرازیری نرو، که پیر میشم نگو شهید میشی، نگو اسیر میشم دوری ازم نکن، به دوریِ تو من، عادت نمیکنم حتّی میونِ تَشت، حتّی رو نیزه هم وِلِت نمیکنم بهم بگو که دور نمیشی از من یه نیزه هم بینِ من و تو دوره نگو روزی که معجَرَم میسوزه سَرِت میونه آتیشِ تنوره حِسَم اینه که کربلا میخواد ازم این جَلال و جَبَروت و بگیره من چه خاکی به سرَم کنم اگه نیزه گودیِ گلوت و بگیره؟ چشمایِ خونَم و دیگه زار نکن بسه انقدر من و بیقَرار نکن سخته شیش تا برادر داشته باشی شِمر بگه چیکار بکن، چیکار نکن تو کس و کار منی، شمر جلودار شده تا حالا از این خونواده زنی رو نبردن اسارت الهی میمردم نمیدیدم اینقدر جسارت واویلا به آتیش کشیدن حرم رو یا مظلوم نبودی شکستن سرم رو یا مظلوم ندیدی چشای ترم رو با غیرت شلوغیه دور و برم رو یا مظلوم حسین، حسین