آمدهام لب تَر کنم دیدم بغل کردی مرا این گدا ذوقِ تو را ننشسته پشتِ در شنید هیچکس از سفرهی احسان تو محروم نیست مزه ی بخشایشت را میشد از کافر شنید گیر کردم هرکجا زهرا به فریادم رسید گریههای طفلِ بداقبال را مادر شنید زحمتِ افطاریِ ما را حسن جان میکشد انقدر از دست و دلبازیِ او نوکر شنید زود خود را در شبستانِ نجف حس کردهام گوش من تا بین هیئت ذکر یا حیدر شنید بانیِ سرمستیام طرحِ ضریحِ مرتضاست ساغرم تعریفها از ساقیِ کوثر شنید اولِ سالی تمام فکر و ذکرم کربلاست لذت شش گوشهاش را کور دید و کر شنید روزهدارِ تشنهلب را میکُشَد نام حسین یادِ شاهی که هزاران طعنه از لشکر شنید آه با دلواپسی شاهِ غریبم ذبح شد۲ زیر تیغی کُند حرف از غارتِ معجر شنید