غرق به خون شد بدن ، عموی نازنین من اُحد به هم ریخته از ، نالهی آتشین من چه جور این خبر رو به عمه بگویم که شده مُثله تن پاک عمویم پشت سر ضجه و نالهی صفیه بدن پارهی حمزه پیش رویم خواهر رسید ... واویلتاه واحمزتاه ... واحمزتاه ورق ورق شد این کتاب ، غرقه به خون شداین جسد چگونه برخیزم اگه ، علی به دادم نرسد باورم نمیشه می کنم نظاره می بینم تن عمومو پاره پاره همه بهرشهدا عزا گرفتن عمویم حمزه ، گریه کن نداره پشتم شکست ... واغربتاه واحمزتاه ... واحمزتاه مصیبت حمزه کجا ، روضهی کربلا کجا صحرای احد کجا ، گودی قتلگا کجا آقامون پا زمین می کشید از درد شمر اومد تو مقتل و فاطمه غش کرد با صدای بی رمق با گریه می گفت خواهرم به جان من به خیمه برگرد خواهر بگو ... تا خیمه گاه واحمزتاه ... واحمزتاه منبع:کانال متن روضه مجمع الذاکرین