
عمری، دلخونم زیر بارونم عمری روز و شب روضه میخونم توی قلبم محشر به پاس فکر و ذکر من کربلاس گریم برای روضهی، قتلگاس خودم، دیدم، که از زین اُفتاد خودم، دیدم، که تشنه جون داد حسین، حسین، ذبیح العطشان *** دیدم، غوغا رو، دیدم بلوا رو دیدم، بالای، نیزه سرها رو دیدم غمها رو با چشام طناب و دست عمههام دیدم بارون سنگ و تو، شهر شام با سنگ، زدن، سر بابامو آتیش، سوزوند، همه موهامو حسین، حسین، ذبیح العطشان ***