
از پیشم داری میری یاور مهربون من هستیمو باخود میبری، ای پناه و امون من تو غربت مدینه غم از دلم زدودی هرجادلم غمین شد غمخوارمن تو بودی وااااااای پرستوی غریب من..... وقتی نگاهت میکنم بازم ازم رو میگیری موقع راه رفتن دیگه یه دست به پهلو میگیری با اون قد کمونت دل منو شکستی چه زود یار جوونم بار سفر رو بستی وااااای پرستوی غریب من..... زدی با بازوی کبود شونه به موی زینبین چشات میشه یه کاسه خون بایه نگاه سمت حسین کردی منو سفارش مواظب حسین باش بعداز غروب زهرا تشنه نمونه لبهاش وااااااااای وای از غم حسین من https://www.beharalashar.ir/ beharalashar@