یک سال و نیم شکستم

یک سال و نیم شکستم

[ محمد ابراهیمی اصل ]
یه سال و نیمه شکستم
یه سال و نیمه بریدم
یه سال و نیمه تو خوابم
فقط تو رو دیدم

یه سال و نیمه شب و روز
برا تو روضه می‌خونم
یه سال و نیمه تو سایه
دیگه نمی‌مونم

به کی بگم طاقت خواهرت رو بردن؟ 
جلو چشای مادرم سرت رو بردن؟ 
به کی بگم معجر دخترت رو بردن؟ 

خداحافظ، رسیده روزای آخرم
خداحافظ، زندگی بی‌برادرم

خداحافظ، زندگی بی‌برادرم ...

تو رفتی و غم دنیا
نشسته رو دل زینب
برا تو روضه گرفتیم
منو رباب هر شب

همش جلوی چشامه
شلوغی تهِ گودال
یه لحظه فکر نمی‌کردم
تنت بشه پامال

سرِ یه پیرهن کهنه چرا دعوا شد؟
چجوری این همه نیزه تو تنت جا شد؟
سنان و حرمله پاشون به خیمه وا شد

خداحافظ، مصیبت غارت حرم 
خداحافظ، زندگی بی‌برادرم

نظرات