گناه روی گناهم بُود چه چاره کنم؟ سزد ز غصه گریبان خویش پاره کنم روا بود که روم با شتاب سوی جحیم اگر به نامهی اعمال خود نظاره کنم ز بس که توبه شکستم، شدم ز توبه خجل خدای من به چه رو توبهی دوباره کنم؟ توان شمرد گناهانِ بیشمار مرا چگونه عفو تو را میتوان شماره کنم؟ شرارههای گناهم کشیده سر به سپهر مگر پناه به عفوِ تو زین شراره کنم اگر تو در نگشایی به من، کجا بروم؟ وگر ز لطف نبخشی مرا، چه چاره کنم؟ به عزتت قسم از خجلتِ گناه کم است گر از دو دیده روان، خونِ دل هماره کنم