هر چه او بیشتر نفَس می‌زد

هر چه او بیشتر نفَس می‌زد

[ محمد ابراهیمی اصل ]
هر چه او بیشتر نفَس می‌زد
بیشتر می‌زدند زینب را
****
تَه دلم خالی شده
آخه دلم خیلی پُره

خیلی وقته که این دنیا دیگه به درد نمی‌خوره
دنیایی که خواهرِ تو اسیر بشه 
دیگه به درد نمی‌خوره

ناموس عالم صدقه بگیر بشه
دیگه به درد نمی‌خوره
آقای عالم تابوتش حصیر بشه 
دیگه به درد نمی‌خوره

دنیایی که بخوان تو رو خوار کنن 
دیگه به درد نمی‌خوره
دختر آدمو با لگد بیدار کنن 
دیگه به درد نمی‌خوره

دنیایی که انداختنت از روی زین فایده نداره
دنیایی که حرمله روتو زد زمین فایده نداره

از سرشون زیاد بودی، کَمِت کردن
بعدِ سه روز دهاتیا جمعت کردن
****
ای عهده‌دارِ مردم بی‌دست و پا حسین

نظرات