مگه دلم میاد ای قَمر رها کنم رو خاکا تو رو؟ بیا بریم و اینقدر نگو (منو بذار همینجا برو) ۲ (دستاتو میشه تا حرم ببرم مشکت و خیمۀ خواهرم ببرم) ۲ آه از این درد بیدوا بکِشم دستاتو رو سر بچهها بکشم من مگه چند تا ابوالفضل دارم؟ خیمه رو حالا به کی بسپارم؟ آبروداری کن علمدارم علمدارم، ابوالفضل رشیدم... (اگه بگم عَلم خورد زمین غرور زینبم میشکنه) ۲ اشکِ رقیه رو در نیار (داره تو رو صدا میزنه) ۲ دارم میشم خونه خراب، مگه نه؟ اومد روز روضهٔ رباب، مگه نه؟ بچههامو میدند عذاب، مگه نه؟ به شیرخواره هم نمیدن آب مگه نه؟ من مگه چند تا ابوالفضل دارم؟ یه خیمه از تو آبرو میخوان (همه دارن میگن عمو میخوان) ۲ من مگه چند تا ابوالفضل دارم؟ خیمه رو حالا به کی بسپارم؟ آبروداری کن علمدارم علمدارم علمدارم ابوالفضل رشیدم... بذار عدو بگه زندهای چشاتو وا نگهدار فقط تو رو به غیرت هاشمیات (حرم رو تنها نگذار فقط) ۲ دارم میشم خونه خراب، مگه نه؟ زینب میره بَزمِ شراب، مگه نه؟ بچههامو میدن عذاب، مگه نه؟ میبندند به دستشون طناب، مگه نه؟ (من مگه چند تا ابوالفضل دارم؟) ۲ پاشو نذار عقیله تنهاشه (چشم حرومی به حرم وا شه) ۲ من مگه چند تا ابوالفضل دارم؟ خیمه رو حالا به کی بسپارم آبروداری کن علمدارم علمدارم علمدارم ابوالفضل رشیدم...