مونده روی زمین ، پیکر تو رها

مونده روی زمین ، پیکر تو رها

[ حسین ایزدخواه ]
مونده روی زمین ، پیکر تو رها
السلام علی من دَفَنَ اهل قُری

خواهرش اگه نیست، رفته شام بلا
ریگ و رمل بیابون براش گرفتن عزا

سرو داره جلو، مادرش می‌بره
استخون گلو رو با خنجرش می‌بره

دوره کردنشون خیر نبینه سنان
داره با لگد به سینه بی هوا...

یکی ته گودال لباسشو پرت کرد 
شلوغی خیمه حواستو پرت کرد

عذاب کردنت منع آب کردنت
شبیه مردم ری آسیاب کردنت

(حسین جانم، حسین جانم 
حسین جانم حسین جانم حسین جانم)

(رقیه جان، رقیه جان رقیه جان رقیه جان رقیه جان)

خنجر کند را نمی‌بخشم
او سبب شد پشت و رویت کنند
چگونه شمر سرت را برید من دیدم
چقدر صدا زدم که نبره ....
به خنده داد جوابم که بریدم من

(حسین حسین)

نظرات