مونده روی زمین ، پیکر تو رها
حسین ایزدخواهپسندیدن100+
بازدید105K
مونده روی زمین ، پیکر تو رها السلام علی من دَفَنَ اهل قُری خواهرش اگه نیست، رفته شام بلا ریگ و رمل بیابون براش گرفتن عزا سرو داره جلو، مادرش میبره استخون گلو رو با خنجرش میبره دوره کردنشو، خیر نبینه سنان داره با لگد به سینه بی هوا میزنه یکی ته گودال لباسشو پرت کرد شلوغی خیمه حواستو پرت کرد عذاب کردنت منع آب کردنت شبیه مردم ری آسیاب کردنت (حسین جانم، حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم) (رقیه جان، رقیه جان رقیه جان رقیه جان رقیه جان) خنجر کند را نمیبخشم او سبب شد پشت و رویت کنند چگونه شمر سرت را برید من دیدم چقدر صدا زدم که نبر رسیدم من به خنده داد جوابم که بریدم من (حسین حسین)