ما حسینی گشتهایم از قبل دنیا با حسن ما خود کرب و بلا هستیم اما با حسن هر که گرید بر حسن در وقت گریه بر حسین طور دیگر قُرب دارد پیش زهرا با حسن هست در نام حسن جان هم جلال و هم جمال من زیارت میکنم هر پنج تن را با حسن یک کریم از هر چه دارد در دو عالم کافی است کار ما افتاده است امروز و فردا با حسن من که هر چه درد دیدم شد مداوا با حسین من که هر چه بیچاره دیدم گشت آقا با حسن کم اگر آوردهای در دخل و خرج خانهات کار و بارت میشود تنها مهیا با حسن نذر کن با هم حرم سازیم بر خاک بقیع پیش قبر فاطمه آییم آنجا با حسن حسین... گفت لا یَومُکَ در و دیوار با او گریه کرد روضهخوانی پا گرفته از همانجا با حسن **** یتیمی درد بیدرمان یتیمی یتیمی خاری دوران یتیمی **** یادم نمیرود که همه داد میزدن که علی بیپسر شود یک لگد خورد به در در به دوتا پهلو خورد هم به پهلوی منو هم به پهلوی محسن **** دعوا شد، زدن در وا شد تا افتاد زمین داد زدن حالا شد در میسوخت، کبوتر میسوخت توی شعله محسن با مادر میسوخت دستاش زخم، زیر چشماش زخم نماز شب میخونه زیر پاهاش زخم یا زهرا