لبخند زدی و چشمه جوشید

لبخند زدی و چشمه جوشید

[ حاج محمود کریمی ]
لبخند زدی و چشمه جوشید
لبخند زدی و غنچه، وا شد
خندیدی و ماه آسمون با
مهتاب زمینی، آشنا شد

ای چشمه‌ی متّصل به دریا! أهلاً و سهلا
خوش‌اومدی از عرش به دنیا؛ أهلاً و سهلا

قدم روو چشمای زمین گذاشتی
به دل‌هامون، مُهر یقین گذاشتی
اومدی، غصّه‌رو حزین گذاشتی

خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی دُرّ نایاب
خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی گل مهتاب
خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی جان ارباب

ای شوق بلند آرزوها
پایان قشنگ جستجوها
ای اسم بلند و باشکوهت
فریاد نهفته در گلوها

ای آب حیات نسل آدم! أهلاً و سهلا
کشتی نجات اهل عالم! أهلاً و سهلا

مونده بودیم توو عالم اسیری
اسیر بی‌بارونی و کویری
اومدی که دست مارو بگیری

خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی گل بارون
خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی ای بهارون
خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی ای آقاجون

ای قرص قمر! نبی‌شمایل
پر میشه با تو دستای سائل
بارون محبّتت یه‌عمره
می‌باره به بی‌قراری دل

محبوب دل حضرت زهرا! أهلاً و سهلا
دست من و دامن تو، آقا؛ أهلاً و سهلا

خورشید و ماه، نور تورو ندارن
آسمونا پیش تو کم میارن
ستاره‌ها سر زیر پات می‌ذارن

خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی نورالانوار
خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی گل بی‌خار
خوش‌اومدی؛ خوش‌اومدی یابن کرّار

نظرات