صدیقه، مرضیه، زهره، زکیه

صدیقه، مرضیه، زهره، زکیه

[ مهدی رعنایی ]
صدیقه، مرضیه، زهره، زکیه
فرموده با خطبه‌یِ فدکیه
هرکی پیغمبرو خواست، علی رو نه
اسلامش بازیه و الکیه

طوری با صلابت 
خطبه خونده حضرتِ زهرا که تا روزِ قیامت

 عالم اینو فهمید
 غاصبه هرکی نشست جز حیدر رو تختِ خلافت

مادر یادمون داد از کسی نترسیم و 
بلند بگیم: ای که بر دشمنِ مرتضیٰ علی لعنت 

سندِ تَبَریٰ خطبه‌هایِ زهرا تو مسجدِ پیمبر
همه غرقِ وحشت، باوقار و هیبت اومد سپاهِ حیدر 
الله اکبر فاطمه تو مسجده یا که علی تو خیبر 

امّنا یا زهرا

خطبش پر می‌کنه گوشِ فلک رو 
برده عقلِ جن و انس و مَلَک رو 
زهرا جایِ خود، اشاره‌یِ فِضه‌اش 
می‌سازه هزارتا باغِ فدک رو

قطعاً داره حکمت
از فدک دم زده بانویی که تو دستاشه جنّت

 شاید این بهونه است 
که بخواد بگه سقیفه یعنی اصلِ هر خباثت

مادر یادمون داد از کسی نترسیم و 
بلند بگیم: ای که بر دشمنِ مرتضیٰ علی لعنت 

خطبه‌هایِ مادر میشه ارثِ دختر
عقیله رفت رو منبر 
سندش لُهوفه، توی شام و کوفه 
یزید می‌گفت به لشکر
الله اکبر، غضبِ زینبه یا رسیده روزِ محشر 

عمّه جان یا زینب

نظرات