شاکلهی اِنّّما، باب دعا زینب است گنجِ نهانِ جهان، سِرِّ خدا زینب است اُسوهی ایّوبها وقتِ بلا زینب است بر لب ما بهترین زمزمه یا زینب است ما همگی نوکریم سَرورِ ما زینب است دُرِّ گران، سنگ حِلم بین صدف دیده شد در دلِ دریای صبر موجِ شعف زینب است دفتر خلقت نوشت لوح شرف دیده شد پای ضریح دمشق شاه نجف دیده شد زائر هر روزِ آن شخصِ اَبَاالزینب است... از برکات علی هیچ فقیری نمانْد پای همین سفرهها فاطمه ما را کشاند دست گدا را گرفت پیش حسنجان رساند سائل این خانه را نزد حسینش نشاند کار پذیرایی از این همه با زینب است...