ریخت برهم بازمین افتادنت دنیای من

ریخت برهم بازمین افتادنت دنیای من

[ حاج حسین سازور ]
(ریخت بر هم با زمین افتادنت، دنیای من
دیدی آخر چشم خوردی، خوش قد و بالای من)۲

پیش‌مرگ من شدی و، پیش‌مرگ خواهرم
تیرخوردی نیزه خوردی جای زینب، جای من

(قید مشکت را بزن، با من سوی خیمه بیا
بعد ازین هرکس که حرف از تشنگی زد، پای من)۲

مسجد کوفه‌ست این‌جا، یا کنار علقمه؟
فرق عباس است یا، فرق سر بابای من؟

آنقدر بازو زمین کوبیدی، آبم کرده‌ای
داغ تو پشت مرا هم می‌کند دریای من

هیچ‌کس، این‌گونه در بین ارازل هو نشد
گریه کن خون گریه کن، عباس بر غم‌های من

این خجالت، چه بلایی بر سرت آورده است
قد یک طفل است این‌جا، قامت سقای من

دارد از امروز خولی، فکر معجر می‌کند
وای بر امروز من، ای وای بر فردای من

(در شلوغی سر بازار، بین مست‌ها
رو نگردان روی نی، از دختر تنهای من)۲

نظرات