دم جون دادن من لبمو تر نکنید

دم جون دادن من لبمو تر نکنید

[ محمد امینی ]
(دم جون دادن من لبمو تر نکنید)۲
(اگه گفتم آب می‌خوام، حرفمو باور نکنید)۲
اگه میشه تا سه روز تنمو خاک نکنید 
جای لطمه‌ها رو از رو صورتم پاک نکنید

(شاید که مردنم همین نزدیکی‌ها باشه
آقا بیا باشه)۲
می‌خوام شبیه تو تنم توو بوریا باشه 
آقا بیا باشه 
الهی مثل تو سرم از تن جدا باشه
(آقا بیا باشه)۲

حالا که باید منو، توی غربت بزارن 
روی چشمم، لااقل یه ذره تربت بزارن

دیگه از دستای من، کاری که برنمیاد
هی می‌خوام بگم حسین، اما صدام در نمیاد

چه سخته اسم تو نیاد، روی زبون من
ای مهربون من  
یه عمر حسین، حسین، شده ذکر جنون من 
ای مهربون من 
می‌دونی که به روضه تو بسته جون من
(ای مهربون من)۲

(دوای هر دردی، دنیامو زیر و رو کردی)۲
گرفتی دستامو، آقا تو واقعا مردی

نظرات