دلبریا

دلبریا

[ علی پورکاوه ]
دلبریا
یه‌تنه فاتح خیبر شدی پس محشریا
یه سر و گردنم از بقیّه بالاتریا
حقّ بابایی داری گردنِ ما حیدریا

کی بوده که بی زره جای نبی خوابیده؟
اون دو تا یا تو؟
سرِ مرحب لب شمشیر کیو بوسیده؟
اون دو تا یا تو؟
کی به سائل انگشتر تُو نماز بخشیده؟
اون دو تا یا تو؟

شمشیر کجه ابروی علی
کی جرئت داره وایسه رُو در روی علی؟
گرفته دستاشو جبرائیل تا زمین
ترک نخوره از زورِ بازوی علی

****

نقطه‌ی باء
پیِ دزدیدن منصب تواَن بی‌نسَبا
عشق یعنی چای دهینِ نجفیِ عربا
جلو ایوون نجف سجده می‌رن باادبا

کی توی بَدر و اُحُد یه‌تنه لشکر می‌زد؟
اون دو تا یا تو؟
کی شبا با نون و خرما به یتیم سر می‌زد؟
اون دو تا یا تو؟
یه حلال‌زاده کیو می‌دید دلش پَر می‌زد؟
اون دو تا یا تو؟

فریاد می‌زنم مولامه علی 
"أنَا رافضی وَافتَخَر" آقامه علی 
اونی که دست‌بسته نماز می‌خونی، بسوز
زهرا مادر منه، بابامه علی

نظرات