دست‌های تو شکسته‌شم پناه مرتضی‌اس

دست‌های تو شکسته‌شم پناه مرتضی‌اس

[ روح الله رحیمیان ]
دست‌های تو شکسته‌شم پناه مرتضی‌اس
تکیه گاه محکم من پشت من محکم بمان 

آب ها از آسیاب افتاد خوبت می‌کنم 
یار هجده ساله هجده ساله دیگر هم بمان

چندروزی‌ست سرم روی تنم می‌افتد
دست من نیست که گاهی بدنم می‌‍افتد

سر این سفره محال است خجالت نکشم
تاکه چشمم به دوچشم حسنم می‌افتد

چشمات رو وا کن فاطمه
چشمات دنیای منه

عِطری که می زدی برام
روی لباسای منه

عِطری که بابات داده بود
شب عروسیمون بهم

با بوی خون قاطی شده
مگه چجوری زدنت؟

ببین لرزش دستمو مه جبین
زمین خوردنت حیدرو زد زمین

یه جوری زدن یارمو پا نشد
دیگه زهرا زهرا نشد

ازت ممنونم یه یادگاری
گذاشتی واسه علی بمونه

همین تصویر نیم رخ رو میگم
که قابه روی دیوار خونه

نرو خانومم نرو عزیزم

تموم یادگاریات هنوز کنج خونه امه
یه جا نماز ساده تم حالا بلای جونمه

روسری جدیدتو نشد یه بار سرت کنی
باید یه فکری هم برا گلای معجرت کنی

لباساتو بیرون بدم یا ندم
لباسات همش خونیه 
چشام مثل زخم تو بارونیه

همونطور که موی حسین شونه نیست
دیگه این خونه خونه نیست

چجور صورتتو زدن نمیگی
فضه محرم تره که به من نمیگی

میگی درداتو به اسما ولی من
چیزی غیر از غسل و کفن نمیگی

نرو خانومم نرو عزیزم

سرو خمیده زخمی مظلومه ی سختی کشیده
عمر تو کم شد از حالا باید بهت بگن شهیده

صدات عوض شد بس که گریه کردی ای نفس بریده

کاشکی لبخند تو برگرده به خونه
کاشکی از دستت نیفته دیگه شونه

کاش به موی زینبت گره نیفته
آینه ات از لب پنجره نیفته

کاشکی هیچکسی داغ عزیز نبینه
دختری مادرشو مریض نبینه

قلبت جواب کرد اینو مرد خونه رو خونه خراب کرد
دردات زیادن این همه گریه فقط تنت رو آب کرد
بشکنه دستی که توی این کوچه زن زدن رو باب کرد

روزی که هرچی زدن پیش چشام بود
روز همدستی اون دو تا غلام بود

روزی که مغیره و قنفذ شریک شد
روزی که علی جلو همه کوچیک شد

اون دوشنبه موقع زهرا زدن بود
روز مرگ اول ابالحسن بود

خانوم خونه راه بیا باز با علی شونه به شونه
تشنه نمونی پا به پای تو حسین تشنه میمونه

از دستت افتاد کاسه ی آبم داره روضه میخونه

زینبت خسته شد از کفن شمردن
میگه چهارمی و پس به کی سپردم

چاره ای به جز راضی شدن نداره
با خودش مبگه حسین کفن نداره

شایدم کفن به کربلا سپردن
چاره ی کارو به حوریا سپردن

عطشان من عطشان من
به کربلا عریان من

نظرات