در خانهی دل نوشته با خط جلی کین خانه بنا شد به تولّیِ علی در داخل این خانه چو نیکو نگری هم جای محمد است و هم جای علی ای آینهی لَم یَزَلی، ادرکنی وی ناد علی سَیَنجَلی، ادرکنی هستم تهی و دامن وصلت، کوتاه یا حضرت مرتضی علی، ادرکنی ای چهرهی تو آینهی کبریا علی خاک درت به دیدهی ما طوطیا علی میریزد از نگاه تو اکسیر زندگی میجوشد از دهان تو آبِ بقا، علی تابان زِ آستان تو انوارِ ایزدی بیرون زِ آستین تو دستِ خدا، علی آمد نبی چو در شب معراج سوی حق در پشت پرده دید تو را با خدا، علی کفر است اگر به جای خدا خوانمت ولی از تو جدا نبود و نباشد خدا، علی گر خوانمت زِ خالقِ یکتا جدا تو را پشتم شود زِ بارِ ملامت دو تا، علی روزی اگر ولای تو گردد بلای جان من میخرم به قیمت جانان بلا، علی لبّیک خویش را زِ زبان خدا شنید هر عاشقی که از دل و جان گفت یا علی یا علی و یا علی و یا علی...