ثمر حقّ الیَقینه، پسر حَبل المَتینه چشم و چراغ علی و ، قَمَر اُم البنینه ساده بگم تو یه جمله بالاترینه عالمو بندهی خودش کرده با این مرامش بندی صالحِ توی نماز میدن سلامش اینا که جای خود تو رو خدا ببین مقام و به نفسی اَنتَ یا اَخی گفته بهش امامش شاهان عالم گدای ابوالفضل خُدّام دولتسرای ابوالفضل ما جای خود ارمنیها دخیلِ دستای مشکلگشای ابوالفضل یا ابوالفضل ... سند غیرت به نامش جَذَبه داره کلامش عالم و آدم گدا و خیل ملائک غلامش ساده بگم تو یه جمله خیلی میخوامش عاشقی رو اینجوری ثابت میکنه به دنیا حتی نفس نمیکشه بدون اِذن مولا نه یک قدم جلوتر و نه یک قدم عقبتر معرفتش بوده که عباس رو رسونده اینجا تسبیح عرش معلی ابوالفضل فرمانبرِ امر مولا ابوالفضل مجنونِ مجنونِ مجنون منم من لیلیِ لیلیِ لیلا ابوالفضل یا ابوالفضل ... توی ادب بینظیره خیلی شجاع و دلیره با اینکه همشأن عرشه پیش حسین سر به زیره ساده بگم تو یه جمله ماه منیره نقلِ که توی جنگ صفین خودشو نشون داد با رجزای حیدریش لرزه به دشمن افتاد همه دیدن که ابو شعثها رو با هفتا بچهاش فقط به گردش نگاهش به درک فرستاد تمثال حیدر سراپا ابوالفضل سردار و کرار و سقا ابوالفضل تو سختترین لحظهی جنگ حسین هم اصلا بعید نیست بگه یا ابوالفضل یا ابوالفضل ...