تورو کشتن آخرش جلو چِشَم کشتنت که دیگه بیچاره بشم حالا از زیر گلوی تو حسین چهجوری نیزه رو بیرون بکِشم کشیدم نیزه رو دستامو بُرید نفسم گرفت به قرآن مجید اومدم کنارِ تو گریه کنم قاتلت روی سرم نعره کشید آبروم رفته پیش نامحرم چهجوری زدن که اینجوری شدی دَرهَم کشتنت تنها، کشتنت کمکم چهجوری زدن که اینجوری شدی دَرهَم یا اَخَ المظلوم، یا اَخَ المظلوم... کی لباس پارهتو بُرده حسین شمر تو گودال تو رو آزرده حسین گفتی العطش میسوزه جگرم روبهروت آبِ خنک خوردن حسین میرسید نالهی تو تا ملکوت دیدم از خیمه زده پنجه به موت خنجرش رو تیز نکرد تا بِبُره مونده رَدِّ خنجرش زیر گلوت هِی میخندید و میکشید خنجر رو زدم به شمر که راحتت کنه زودتر وقتی فهمیدم اومده مادر رو زدم به شمر که راحتت کنه زودتر یا اَخَ المظلوم، یا اَخَ المظلوم... چشمِ تو مونده به سوی خیمهها خطر افتاد آبروی خیمهها از صدای دخترا مشخصه یه حرومی رفته توی خیمهها رفته موی دخترارو بکِشه نقشهی غارت ما رو بکِشه فهمیده هیشکی نمونده رفته تا از گوشا گوشواره ها رو بکِشه خیمهها سوخته، شده آواره دورِ این حرم بیابونه پُر از خاره خواهرت داره میشه بیچاره دورِ این حرم بیابونه پُر از خاره ای حسین جانم، ای حسین جانم، ای حسین جانم حسین جانم حسین جانم...