تو این زمونه ناگوار

تو این زمونه ناگوار

[ محسن عراقی ]
تُو این زمونه ناگوار
عمرم شده پُر افتخار
از برکت نام حسن
می‌چرخه چرخِ روزگار

تُو این هوای بی‌بخار چشام پُر آبه
زندگی بی‌عشقِ حسن عِین سرابه
ماهی بحرُ الحسنم، غرق نگاهشم
ماهی و از دریا که می‌گیری عذابه

جانم حسن، جانم حسن ... 

من عاشق ثارُاللَّه‌ام
من شب پنجم دهه‌ام
صحنه رو می‌زنم به‌هم
عَبدُاللَّه‌ام، عَبدُاللَّه‌ام

تا دستمو دادم گل از گلم شکفته
چون لحظه‌ی قتلِ عموم عقب میفته
دستی که ضربه می‌خوره، آخ می‌گه مادر
بازم شکوفه می‌زنه درد نهفته

جانم حسن، جانم حسن ...

نظرات