بی تاب و مجنون حضرت رقیه‌م

بی تاب و مجنون حضرت رقیه‌م

[ مجتبی رمضانی ]
بی تاب و مجنون حضرت رقیّه‌م
بی سر و سامون حضرت رقیّه‌م
بی نیاز دنیام وقتی روضه خون حضرت رقیّه‌م

خوش به حال اون کسی که شد نوکر رقیّه
می‌زنم زانو توی روضه محضر رقیّه
توی محشر شک ندارم که دستمو می‌گیره، معجر رقیّه

ریشه‌ی چادرش ریشه و اصل من
کاش باشن نوکرش نسل اندر نسل من

یا رقیّه مدد، یا رقیّه مدد

عالمو ادم تا ابد فقیرش
خوش بختِ هرکس که باشه تو مسیرش
با اینکه بین دشمن شده گرفتار، عالم اسیرش

کارو بارم وقف تو روضه‌ش سال به سال محرّم
دلمو باز گره زدم به ریشه‌های پرچم
اثر نوکر حلال بابام بوده که من نوکر رقیّه‌م

حاجتم اینِ که اگه قسمت باشه
عاقبتم به خیر با شهادت باشه

یا رقیّه مدد، یا رقیّه مدد

بر مشامم می‌رسد هر لحظه بوی کربلا
کربلا کربلا

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا
کربلا کربلا

تشنه‌ی آب فرات ای اجل مهلت بده 
تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

نظرات