بالا سرِت خَم شده زانوهام خاکستره برگِ روی موهام رحمی بکُن پدرت پیره بالا سرِت داره میمیره ای حیدرم شبیهِ مادرم یا علیاکبرم ... پا شو علی، ای همه امّیدم بالا سرِت مُردنَمو دیدم زخمایی که به تَنِت خورده از قلبِ من نفَسو بُرده میری علی باشه برو ولی دق میکنم ... بابا چرا پخشی توی میدون؟! آتیش گرفت این دلِ سرگردون این حالِ تو طاقتم رو برد جون مَنو به لبم آوُرد عمر منی داری جون میکَنی دست و پا میزنی ... حسرت مَنو میکُشه واویلا یک بار دیگه فقط بگو بابا خونلختهها گلوتو بسته پهلوت مثه مادری خسته تاره چِشام قوّتِ دست و پام رفته با گریههام ... این پیکر و دستای لرزونم با چی تو رو ببَرم ای جونم؟! عمّه اومد وسطِ لشکر تُو خونِته غیرتِ حیدر ای مهربون شده زخمِ زبون قسمتِ هر دومون